فرقه ضاله شیطان پرستی

یا مهدی ادرکنی

ابلیسک چرا و چگونه بوجود آمد_5_

جمعه 3 خرداد 1392

انتقال دیگر ابلیسک‌ها توسط فراماسون‌ها

در قرن نوزدهم فراماسون‌ها ابلیسک را به عنوان تنها بنای یادبود ازیریس در معماری بسیاری از شهرهای تمدن غرب وارد کردند، این موضوع در زمان غارت مصر توسط ناپلئون به اوج خود رسید.
پاریس اولین شهر در تمدن مغرب زمین بود که این معماری را درون خود جای داد.
در سال 1830 محمدعلی نایب السلطنه مصر به پادشاه فرانسه ابلیسکی هدیه داد که اینک در میدان کنکورد در پاریس وجود دارد. این میدان در انقلاب فرانسه به نام میدان انقلاب خوانده می‌شد و محلی بود که انقلابیون سر اشراف و کشیشان را به گیوتین می‌سپردند. حکاکی‌های روی این ابلیسک تعریف و تمجید از فرعون مصر است.
در سال 1998 به دستور رئیس جمهور فرانسه ژاک شیراک هرم رأسی بنای ابلیسک را طلاکوبی کردند.
در سال 1875 ژنرال جیمز الکساندر تصمیم به انتقال یک ابلیسک به لندن گرفت، دکتر اراسموس ویلسون از فراماسون‌های معروف بود که هزینه انتقال و نصب ابلیسک را تقبل کرد. این ابلیسک توسط دو مهندس فراماسون به نام های دیکسون و استیفنسون نصب شد. در سال 1878 کنار رودخانه تایمز در لندن این ابلیسک نصب شد و به دلیل زحمت فراوان این جابه جایی و نصب به دکتر ویلسن لقب شوالیه اعطا شد. این ابلیسک به سوزن کلئوپاترا معروف است.
همانطور که ذکر شد ابلیسک‌ها در مصر باستان به صورت دوقلو در دروازه معابد به کار می‌رفت، جفت ابلیسک لندن توسط فراماسون‌ها به نیویورک منتقل شد و در پارک مرکزی شهر کنار موزه متروپلیتن در سال 1881 نصب شد. هزینه این نقل و انتقال بر عهده سرمایه دار و فراماسونر معروف ویلیام وندربیلت بود. در مراسم افتتاحیه پس از نصب این ابلیسک ارکستر 9000 نفره فراماسونرها برنامه اجرا کردند و جسی آنتونی استاد اعظم، فراماسونری نیویورک در این مراسم سخنرانی کرد.
در این سخنرانی آمده است مصر زادگاه علم ، نجوم، ادبیات و هنر است و ما فراماسونرها باید به دنبال اصول خود در مصر باستان باشیم و آن اصول را احیا کنیم.

ادامه دارد...


ابلیسک چرا و چگونه بوجود آمد_4_

جمعه 27 اردیبهشت 1392

نماد شیطان در مرکز مسیحیت جهان

ابلیسک ها بعد از سقوط امپراتوری روم تا رنسانس دیگر مطرح نشدند.
مهمترین ابلیسک در روم (که مشهور به پایتخت ابلیسک ها است) در واتیکان مرکز مسیحیان کاتولیک جهان قرار دارد، بنایی به ارتفاع 5/25 متر که در سال 37 میلادی از مصر به این شهر منتقل شد، بعدها پاپ سیکستاس پنجم تصمیم به نصب این ابلیسک در میدان سنت پیتر روبروی کلیسایی به همین نام گرفت.
پاپ در نظر داشت ابلیسک را به واسطه نصب صلیب بر روی هرم آن در تمام رم نمادی از تقدس بکند و آن ها را در مقابل تمام کلیساهای مهم شهر قراربدهد تا وسیله‌ای برای ترویج مسیحیت برای زائرین این شهر باشد. پاپ سیکستاس پنجم قبل از نصب ابلیسک در میدان سنت پیتر، ابلیسکی چوبی به جای آن قرار داد تا مراسم جن‌گیری از ابلیسک اصلی به پایان برسد و نصب آن در سال 1586 با به کارگیری 1000 مرد و 140 اسب خاتمه یافت.
اربابان کلیسا برای توجیه قرار گرفتن ابلیسک در میدان مذکور چنین می‌گویند: "برای کافران ، ستون هرمی شکل سنگی یک نماد خورشیدی است که نماینده یک جریان حیاتی بین آسمان و زمین ، راهی برای برقراری ارتباط به الهی بود.به عنوان یک اثر تاریخی بت پرست در بزرگترین میدان مسیحی ، آن را نمادی از انسانیت رسیدن به مسیح است." البته این ابلیسک نقش یک ساعت خورشیدی را نیز ایفاء می‌کند و بنا به گفته پاپ بندیکت شانزدهم: "آن ساعت آفتابی غول پیکر برای کمک به خاطر نشان کردن نماز همیشگی خود و روز مقدس در طول سال است."

ادامه دارد...


ابلیسک چرا و چگونه بوجود آمد_3_

جمعه 20 اردیبهشت 1392

بفومت، خدای شیطان‌پرستان
این معماری هم اینک در سراسر اروپا و آمریکا در بسیاری از میادین اصلی شهرها به چشم می‌خورد. این موضوع در قرن 19 توسط فراماسون ها محقق شد. بدین ترتیب ابلیسک نمادی شد از قدرت عظیم فراماسونری در این قرن و این موضوع نشان دهنده عشق شدید و پنهانی فراماسون‌ها به این نماد شیطانی است.
فراماسون‌ها علاقه بسیاری نیز به ازیریس و افسانه آن دارند. در این افسانه آمده است ازیریس پادشاه مصر با خواهرش آسیس ازدواج می‌کند. برادر ازیریس، سِت ، برای به چنگ آوردن پادشاهی تصمیم به قتل برادر خود می‌گیرد، ست ازیریس را فریفت تا در صندوق طلایی پنهان شود ولی بلافاصله درب صندوق را قفل می‌کند و آن را در رودخانه نیل می‌اندازد. صندوق به شهر "بایبلوس" در سوریه کنونی می‌رسد و در حالی که حاوی بدن مرده ازیریس بود کنار یک درخت اقاقیا توقف می‌کند. آسیس به توطئه ست پی می‌برد و برای یافتن شوهر خود راهی می‌شود. آسیس خوابی می‌بیند مبنی بر اینکه می‌تواند شوهر خود را در بابیلوس بیابد. آسیس بدن شوهر خود را می یابد و به مصر باز می گرداند ولی ست بدن ازیریس را می دزدد و آن را مثله می کند (به 14 قسمت تقسیم می‌کند) و هر قسمت را به گوشه‌ای از مصر می‌فرستد، چراکه می‌ترسید ازیریس دوباره زنده شود. آسیس دوباره برای پیداکردن قطعات بدن شوهرش به راه می‌افتد و تنها در یافتن یک قطعه ناموفق است، او هر 13 قطعه یافته شده را به خاک می‌سپارد. پسر ازیریس، هوروس انتقام پدر خود را گرفته و عموی خود را می‌کشد. پسر دیگر ازیریس به نام آنوبیس پدر خود را زنده می کند. و اینک ازیریس به عنوان خدای مردگان شناخته می‌شود. تنها تکه‌ای از بدن ازیریس که یافت نشد، "آلت تناسلی " او بود که "ست " آن را در نیل انداخته بود و ماهی‌ها آن را بلعیده بودند. به خاطر این موضوع آسیس آلت تناسلی مصنوعی ساخته بود و در مصر فرقه ججای برای پرستش آن ایجاد شده بود. عده‌ای معتقدند که ابلیسک نمادی از همان بنایی است که آسیس آن را ساخته است.
خدای اوزیریس، خدای مردگان و جهان زیرزمینی، خدای محبوب فراماسون‌ها است .

ادامه دارد...


ابلیسک چرا و چگونه بوجود آمد_2_

جمعه 13 اردیبهشت 1392

رواج ابلیسک‌ها در قرون مدرن

نکته جالب توجه در مورد ابلیسک‌ها این است که این نمادهای پاگانیسم هم‌‌اکنون رواج بسیاری یافته‌اند و در سه قرن گذشته صدها ابلیسک در نقاط مختلف جهان ساخته شده است. شاید بتوان این سازه شرک‌آلود را جزو معدود نمادهایی دانست که تا بدین حد در میادین و اماکن مختلف جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند. نمونه‌های مختلف ابلیسک‌ها را می‌توان در کشورهایی چون آمریکا، انگلستان، روسیه، ایتالیا، سوئد، فرانسه، اسکاتلند، ولز، رومانی، اروگوئه، ایرلند، پاکستان، سنگاپور، آرژانتین، نیوزیلند، ونزوئلا، اسرائیل، برزیل، پورتوریکو، جمهوری دومنیکن، بولیوی، صربستان، کانادا، جاکارتا، کره شمالی و فیلیپین مشاهده نمود. مشهورترین ابلیسک دوران مدرن که در عین حال بزرگترین ابلیسک تاریخ نیز است، ابلیسک یادبود جرج واشنگتن، اولین رئیس‌جمهور آمریکا و از اعضای ارشد لژ‌های ماسونی، است که در قرن نوزدهم در آمریکا ساخته شد.

اهمیت ابلیسک در فرامانسونری و آیین شیطان‌پرستی

نفس ازیریس، باع به نام بانبجِت خوانده می‌شد و این باع بود که حیثیت و شخصیت و قدرت را برای ازیریس به همراه داشت و نماد بانبجت نیز قوچ بود و این دلیلی بود برای پرستش این حیوان توسط عده‌ای از مردم مخصوصاً در شهر مندیز در زمان باستان. و قوچ مندیز یا همان بانبجت، سپس تبدیل به بفومت (Baphomet) شد و بفومت مورد پرستش فرقه‌هایی از فراماسونری مانند شوالیه‌های معبد که در جنگ‌های صلیبی نقش ویژه‌ای داشتند، قرار گرفت. هم اینک بفومت مورد استفاده فرقه کابالا از فرقه‌های عرفان یهودی و فراماسونری است. بفومت یک بز است با نماد ستاره پنج ‌ضلعی (البته دقت گردد که ستاره پنج ضلعی در پرچم برخی دول اسلامی تمایز آشکاری با این ستاره دارد و صورت واژگون آن است) بر روی پیشانی که علامت کنونی شیطان پرستان و فراماسون‌ها می‌باشد. بفومت در نگاه کابالیستی در یک دست مرد و در یک دست زن است، هر دو دستش علامت هرمتیسم که یک دست به سمت ماه سفید و دست دیگر به سمت پایین به سمت ماه سیاه است که این علامت نشانده متعادل بودن رحمت و عدالت است. در بین دو شاخ بز بفومت یک شعله هوش است. در محل آلت تناسلی بفومت یک میله وجود دارد که نشانه "زندگی بی پایان " آن (که نمادش ابلیسک می‌باشد) است و پستان‌های آن به اومانیسم تعبیر شده است.

ادامه دارد...


ابلیسک چرا و چگونه بوجود آمد_1_

جمعه 6 اردیبهشت 1392

در اقصی‌ نقاط جهان از مسجد بزرگ سلطان احمد ترکیه تا صحن کلیسای اعظم سنت پیتر در واتیکان و محوطه کاخ سفید آمریکا شاهد ستون‌هایی با رأی هرمی‌ شکلی هستیم که سر به فلک کشیده‌اند. این ستون‌ها نمادهایی از الحاد و پاگانیسم نزد ادیان باستانی مصر بودند که در بازه‌های مختلف زمانی تفاسیر مختلفی از آنها شده است. امروزه ابلیسک‌ها تبدیل به یکی از نمادهای مورد احترام فراماسونری و پیروان فرقه‌های شیطان‌پرستی شده و این گروه‌های در چند قرن گذشته سعی داشته‌اند که آنها را در جای جای جهان پراکنده سازند.

نگاهی به پیشینه نمایه ابلیسک

ابلیسک (obelisk) که برگرفته از واژه‌ای یونانی به معنای ستون برافراشته است یک بنای یادبود باریک با قاعده‌ای مربع‌شکل بوده که در بخش فوقانی آن یک هرم قرار داده شده است. بر اساس اساطیر مصر باستان این بنا با خدای خورشید یعنی "رع" (Ra) مرتبط می‌شد. بدین صورت که این نماد اشعه‌ای از اشعه‌های خورشید بود که به صورت سنگی درآمده است و "رع‌" الهه خورشید درون این سنگ قرار دارد. در زبان مصر باستان بر این بنا نام "تِجِن" (Tejen) نیز می‌نهادند، مصریان معتقد بودند بدنه بلند و باریک ابلیسک مظهر دفاع و محافظت و هرم رأسی بنا نیز مظهر دورکردن نیروهای منفی و باد و توفان است. ابلیسک در دورانی نیز نماد ازیریس(Osiris) شد. زیرا اعتقاد بر این بود که این الهه توانسته بر تمامی خدایان دیگر تفوق بیابد به همین دلیل دارای قدرت‌هایی از هر یک از خدایان دیگر شده بود و لذا ابلیسک، نمادی که متعلق به رع بود (خدای خورشید یا رب السماوات) نصیب ازیریس (خدای مرگ و دنیای زیرزمین) شد. نفس ازیریس، باع (Ba) به نام بانبجِت (Banebdjed) خوانده می‌شد و این باع بود که حیثیت و شخصیت و قدرت را برای ازیریس به همراه داشت و نماد بانبجت نیز قوچ بود و این دلیلی بود برای پرستش این حیوان توسط عده ای از مردم مخصوصاً در شهر مندیز (Mendes) در زمان باستان. از اینجاست که رابطه میان ابلیسک و فرقه‌های فراماسونی و ایلومیناتی آغاز می‌شود .
در جلوی هر معبد مصری معمولا دو ابلیسک قرار داده می‌شد. ابلیسک‌های باستان معمولا به صورت یک تکه از سنگ ساخته می‌شدند در حالیکه ابلیسک‌های کنونی از قطعات مجزا ساخته و ممکن است، چنانکه در مورد ابلیسک یادبود جرج واشنگتن شاهدیم، دارای فضای درونی نیز باشند.
 
امروزه ابلیسک‌ها تبدیل به یکی از نمادهای مورد احترام فراماسونری و پیروان فرقه‌های شیطان‌پرستی شده

البته از دیگر تفاسیر در مورد اسطوره‌شناسی ابلیسک می‌توان به موردی دیگر نیز اشاره نمود: مردمان مصر باستان معتقد بودند اگر انسان نام خود را در جایی ثبت نکند بعد از مرگ انسان ناپدید خواهد شد. به همین علت هر کس سعی می‌کرد نام خود را در جایی ثبت نماید. فراعنه نیز نام‌های خود را در مکان‌های مختلفی ثبت می‌کردند که یکی از آنها ابلیسک بود. در حقیقت می‌توان گفت که ابلیسک هرمی است که بر روی یک ستون قرار داده شده است. این بخش فوقانی هرمی شکل قسمت اصلی بنا و نمادی مهم بود. تقدیم شدن ابلیسک به خدایگان خورشید در حقیقت بدین معنا است که هرم موجود در رأس آن تقدیم به خدا می‌شود تا نام اهداء کننده تا ابد باقی بماند. خطوط حکاکی شده بر روی ابلسیک به خط هیروگلیف می‌باشد و دربردارنده موضوعاتی همچون زندگی رع، سفرهای روزمره رع در آسمان ها و پیروزی‌ها و جشن‌ها است.
البته نمادها ابلیسک چه در دوران باستان و چه اعصار و قرون بعدی محدود به مصر نماندند. برای مثال رومی‌ها از ابلیسک‌های مصری تأثیر فراوانی گرفته و در بخش‌های مختلفی از امپراطوری خود این نمادها را بر پا داشتند که از میان آنها می‌توان به ابلیسک آرلس در فرانسه، ابلیسک‌های شهر بنونتو در ایتالیا ، ابلیسک تیتوس سکستیوس آفریکانوس در مونیخ و یا ابلیسک‌های شهر روم در ایتالیا اشاره نمود. نمونه‌های ابلیسک را می‌توان در تمدن‌های آشور، امپراطوری اکسوم در نیجیریه، منطقه کرالا در سواح جنوبی هندوستان، امپراطوری بیزانس، بالاخص در کشور کنونی ترکیه، و یا حتی در پرو – ابلیسک تلوو که در سال 1919 کشف شد – مشاهده نمود.

ادامه دارد...



حضور بهائیت در انجمنهای‌ ماسونی و شبه‌ ماسونی_3_

سه شنبه 3 اردیبهشت 1392

‌‌در سالهای‌ نهضت‌ ملی‌ شدن‌ نفت، شاهد تشكیل‌ لژ همایون‌ در ایران‌ هستیم‌ كه‌ یكی‌ از كاركردهای‌ اصلی‌ آن‌ مقابله‌ با نهضت‌ ضد استعماری‌ نفت، و جاسوسی‌ برای‌ انگلیس‌ بود. یكی‌ از اعضای‌ این‌ لژ دكتر ذبیح‌ قربان‌ از اعضای‌ فرقه‌ بهائیت‌ بود كه‌ نفوذ فراوانی‌ در شیراز داشت. او رئیس‌ دانشكده‌ پزشكی‌ دانشگاه‌ شیراز و عضو مؤ‌سس‌ لژ دیگری‌ به‌ نام‌ حافظ‌ نیز بود. قربان‌ در رژیم‌ پهلوی، تا ریاست‌ دانشگاه‌ شیراز نیز بالارفت. او دارای‌ پنجاه‌ سمت‌ رسمی‌ و غیررسمی‌ در كشور بود. وابستگی‌ وی به‌ بریتانیا به‌ قدری‌ آشكار بود كه‌ مردم‌ شیراز هنگامی‌ كه‌ كنسولگری‌ انگلیس‌ در شیراز مدتی تعطیل‌ شد می‌گفتند: احمق‌ آن‌ كس‌ است‌ كه‌ با بودن‌ قربان‌ از تعطیل‌ كنسولخانه‌ خوشحال‌ شود! ذبیح‌ قربان‌ با همكاری‌ مستر شارپ‌ انگلیسی‌ (كشیش‌ كلیسای‌ شمعون‌ غیور شیراز) آرم‌ دانشگاه‌ شیراز را با استفاده‌ از علائم‌ مسیحیت‌ صهیونیستی‌ (سپر عیسویان‌ در جنگهای‌ صلیبی‌ علیه‌ مسلمانان) سفارش‌ داد كه‌ استاد محیط‌ طباطبایی‌ از آن‌ پرده‌ برداشت. ‌
‌‌امیرعباس‌ هویدا، بهائی‌ دیگری‌ است‌ كه‌ به‌ عضویت‌ لژهای‌ ماسونی‌ درآمد و بیش‌ از 13 سال‌ نخست‌وزیری‌ رژیم‌ پهلوی‌ را عهده‌دار بود. جد و پدرش‌ از بهائیان‌ مشهور بودند (جدش‌ محرم‌ راز بهاء و عباس‌ افندی‌ بود). هویدا نیز در لژ فروغی‌ عضویت‌ داشت. در دوره‌ نخست‌وزیری‌ او بهائیت‌ توانست‌ اركان‌ دولت‌ و نظام‌ را درچنگ‌ خود گیرد و عضو لژ بزرگ‌ ایران‌ و موقعیت‌ خود را تقویت‌ كند. منصور روحانی، عضو كابینه‌ هویدا و وزیر آب‌ و برق‌ و كشاورزی‌ و منابع‌ طبیعی، دیگر بهائی‌ ماسون‌ آن‌ روزگار بود. او عضو لژهای‌ مولوی، سعدی‌ و مشعل‌ بود و در كلوپ‌ روتاری‌ نیز عضویت‌ داشت. همچنین، دارای‌ رابطه‌ نامشروع‌ با وقیحترین‌ خواننده‌ زن‌ عصر پهلوی‌ (عهدیه) بود، كه‌ از بازگوكردن‌ اسناد تكان‌ دهنده‌ آن‌ شرم‌ داریم.
منوچهر تسلیمی،‌ دیگر بهائی‌ فراماسون‌ و عضو لژ ابن‌سینا بود كه‌ در آن‌ لژ به‌ مقام‌ سرپرست‌ اول‌ و قائم‌مقام‌ استاد اعظم‌ رسید. وی،‌كه در 1339 دبیر لژ مولوی‌ نیز شد، در كابینه‌ هویدا عهده‌دار وزارت‌ بازرگانی‌ و اطلاعات‌ بود. عباس‌ آرام‌ وزیر خارجه‌ كابینه، دیگر بهائی‌ فراماسون‌ دستگاه‌ پهلوی‌ بود كه‌ در لژ ستاره‌ سحر عضویت‌ داشت. این‌ موارد، شمه‌ای‌ از ارتباط‌ بهائیت‌ و فراماسونری‌ در ایران بود كه‌‌ به‌ آن‌ پرداختیم. ‌
فراماسونری‌ و بهائیت‌ در ایران‌ و جهان‌ اسلام، دارای‌ اهداف‌ مشترك‌ بوده‌ و از منشاء مشتركی‌ نیز حمایت‌ می‌شوند. خاستگاه‌ اصلی‌ فراماسونری، اندیشه‌های (در گوهر) صهیونیستی‌ و آرمان‌های‌ صلیب‌ ــ صهیون‌ و به‌ اصطلاح‌ رایج: مسیحیت‌ صهیونیستی‌ است. از سوی‌ دیگر، پیوند عمیق‌ سران‌ بهائیت‌ با صهیونیسم‌ و خدمات‌ آنان‌ به‌ مسیحیت‌ صهیونیستی، باعث‌ نزدیكی‌ این‌ دو جریان‌ به‌ یكدیگر شده‌ است. استعمار می‌كوشد از این‌ دو، به‌ مثابه‌ ابزاری‌ جهت‌ شكستن‌ اقتدار و صلابت‌ فرهنگی‌ جهان‌ اسلام، و نفوذ در اركان‌ حكومتهای‌ سرزمینهای‌ اسلامی، سود جوید ــ واقعیت‌ تلخی كه‌، مقابله با آن، هوشیاری‌ نخبگان‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ جهان‌ اسلام‌ را طلب‌ می‌كند.


شعبده ای پانصد ساله به نام نوسترآداموس_4_

جمعه 9 فروردین 1392

هالیوود در خدمت افسانه نوسترآداموس
پیشگامی اورسن ولز

در سال 1981، حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اورسن ولز و کمپانی برادران وارنر فیلمی 84 دقیقه‌ای درباره «پیشگویی‌های نوستراداموس» عرضه کردند که در ایران نیز به وسعت توزیع شد. در این فیلم، نوستراداموس در مقام پیشگویی بزرگ جلوه‌گر می‌شود. طبق این پیشگویی‌ها ایران و جهان اسلام با کشورهای کمونیستی متحد خواهند شد و در سال1999میلادی ایالات متحده آمریکا را آماج حمله اتمی قرار خواهند داد.
اورسن ولز کارگردان و بازیگر سرشناس سینمای سده بیستم غرب است که پیوندهای عمیق او با کانون‌های صهیونیستی پوشیده نیست؛ و می‌دانیم که این تعلق موروثی بود.
به‌گفته اورسن ولز، مادر بزرگ او در مراسم تدفین پسرش (پدر اورسن ولز) مناسک شیطان پرستان را انجام می‌داد و نیز می‌دانیم که اورسن ولز از جوانی به جادوگری علاقه فراوان داشت و یکی از اولین فیلم‌هایی که در آن بازی کرد (جادوی سیاه، 1949) درباره زندگی ژزف بالسامو (کنت کاگلیوسترو)، جادوگر و فراماسون و شیاد نامدار یهودی سده هجده است. در تعلق کمپانی برادران وارنر به کانون‌های زرسالار یهودی- صهیونیستی نیز تردید نیست. هدف از فیلم اورسن ولز این بود:القاء خطر «تهدید اتمی» به افکار عمومی آمریکا و فراهم کردن زمینه روانی برای گسترش صنایع تسلیحاتی از یکسو، و ترویج نفرت از اسلام و انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر.

فرجام سخن

شهرت عجیب نوستراداموس تصادفی نیست. در طول چهار سده پس از مرگ نوستراداموس کسانی وظیفه تعبیر و تفسیر پیشگویی‏های او را به‏دست داشته‏اند، در هر مقطع مهم تاریخی نام و یاد او را زنده کرده‏ اند و سخنان مبهم وی را پیشگویی هایی تحقق ‏یافته جلوه‏گر ساخته‏اند. به عبارت دیگر، «پیشگویی‌های نوستراداموس» به ابزاری بدل شده که کانون‌های زرسالار یهودی طرح‌ها و نقشه‌ها و گاه هیاهوهای تبلیغی خود را در غالب آن عرضه می‌کنند. به‌کارگیری «پیشگویی‌های نوستراداموس» برای بیان اهداف و آرزوهای این کانون‌ها علیه انقلاب اسلامی ایران و نیز بلوای اخیر پایان جهان دلیلی روشن بر صحت این مدعاست.

مشرق



فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً