تبلیغات
فرقه ضاله شیطان پرستی - شیطان‌پرستی لاویی
فرقه ضاله شیطان پرستی

یا مهدی ادرکنی

شیطان‌پرستی لاویی

چهارشنبه 22 دی 1389

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوان‌لاوی که در کتاب انجیل شیطان تشکیل شده‌است. لاوی موسس کلیسای شیطان بود و تحت تأثیر نوشته‌های نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارکی دو ساد، ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده‌است. شیطان در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی ندارد.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود می‌داند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایش‌های انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند و در بشر دوستی خود، بدون تامل عمل کنند

لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده‌است :

  1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
  2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
  3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
  4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
  5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
  6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
  7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
  8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
  9. کودکان را آزار نده.
  10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
  11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

شر پرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالبی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است.


foot pain bunion
دوشنبه 12 تیر 1396 07:25 ق.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News. Do you have any tips
on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for
a while but I never seem to get there! Thank you
https://warnerwbukvrgugw.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:41 ق.ظ
Hey there I am so delighted I found your site, I really found you by accident, while I was
browsing on Bing for something else, Nonetheless I am here now and would just like to say
thanks a lot for a fantastic post and a all round interesting blog
(I also love the theme/design), I don’t have time to read it all at the moment but
I have saved it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read
a great deal more, Please do keep up the great jo.
باقری
چهارشنبه 22 دی 1389 10:41 ب.ظ
علی بن مهزیار می‌گوید که وقتی خدمت امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) رسیدم و سلام کردم، نخستین سخن آن حضرت به من این بود: «یا أَبَالحَسَنِ، قَد کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لَیلاً وَ نَهاراً»؛ ما شب و روز منتظر دیدارت بودیم!3
شگفتا! علی بن مهزیار پس از بیست سفر حجّ به عشق زیارت مولایش، هم‌اکنون خود را بدهکار او می‌بیند. او در پاسخ می‌گوید: «آقا! من نمی‌دانستم شما کجایید» و آن حضرت می‌فرمایند: «واقعاً نمی‌دانستی ما کجاییم؟ جای ما برای شما معلوم نیست؟»
همه ما می‌دانیم آن حضرت کجاست؛ امّا باز به جای دیگر می‌رویم. پرواضح است که جای امام عصر –عجّل الله تعالی فرجه الشریف- در مکان‌های پر معصیت و مجالس گناه نیست. ما خود خوب می‌دانیم که وقتی تندخو می‌شویم و بدخلقی می‌کنیم، دیدارمان با امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به تأخیر می‌افتد.
به راستی چرا ما با دل خود کاری می‌کنیم که دیگر جای آن حضرت نباشد؟ چرا با چشمان خود کاری می‌کنیم که دیگر او را نبیند؟
سرمه حیرت ما خاک کف پای ولیست
هرچه نور است در این آینه از آل علیست
که گر عاشقی کنی وجوانی
عشق محمد(ص)بس است وآل محمد(ص)

سلام وعرض ادب واحترام به شما دوست بزرگوار
باقری
چهارشنبه 22 دی 1389 10:41 ب.ظ
وقتی امام زمان (ارواحنافداه) از جای خود خبر می دهند!

«علی بن مهزیار» انسان شگفت‌آوری است. بیست سفر حج رفت تا حضرت ولی‌عصر(ارواحنافداه) را زیارت کند. سفر حجّ در قدیم به آسانی اکنون نبود. اگر چه امروزه نیز بیست سفر به مکّه رفتن آسان نیست. برخی از ما حتّی همّت آن را نداریم که به جمکران برویم. علی بن مهزیار در آخرین سفر حجّ خود، در حالی که از دیدار امام ناامید شده بود با سفیر آقا ملاقات کرد. فرستاده حضرت پرسید: «دنبال کسی می‌گردی؟» علی بن مهزیار گفت: «به دنبال امام محجوب هستم؛ امامی که پشت پرده است».1 امام محجوب نیست. این ماییم که محجوبیم. برخی از اهل سنّت می‌گویند که شیعه معتقد است، امام عصر –عجّل الله تعالی فرجه الشریف- داخل چاه رفته و غایب است! ولی ما این گفته را قبول نداریم. حضرت به کدام چاه رفته‌اند؟ در واقع این ما هستیم که در چاه نفس خود اسیریم و امیدواریم که او ما را از این چاه به در آورد. بنابراین اشعاری مثل این که «یوسف زهرا از چاه درآ» و ... اشتباه است؛ چنان‌که در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است:
«إِنَّکَ لاتَحتَجِبُ عَن خَلقِکَ إِلّا أَن تَحجُبَهُمُ الأَعمالُ دُونَکَ»؛2
تو از خلقت پنهان نمی‌شوی بلکه اعمال آنان حجاب دیدارشان می‌شود.
حجاب پیش روی ما، گناه است. اگر بخواهیم به دیدار آن حضرت برسیم، باید گناه را از زندگی خود دور کنیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً